مقدمه: بزرگترین فاجعه و حماسیترین بازگشت در تاریخ بازیهای ویدیویی, داستانهای بازگشت و رستگاری زیادی وجود دارد, اما هیچکدام به اندازه داستان Cyberpunk 2077 دراماتیک و پر سر و صدا نبودهاند. بازی که
توسط استودیوی محبوب لهستانی, CD Projekt Red, سازنده سری ویچر, برای نزدیک به یک دهه در دست توسعه بود, به عنوان نقطه اوج بعدی در ژانر نقشآفرینی جهان-باز معرفی میشد. اما عرضه آن در دسامبر 2020 به یکی از
فاجعهبارترین لانچهای تاریخ تبدیل شد. با این حال, سه سال بعد, Cyberpunk 2077 نه تنها تمام مشکلات خود را برطرف کرده, بلکه به عنوان یکی از بهترین و عمیقترین تجربیات RPG نسل خود شناخته میشود. این داستان
شکست, پایداری و در نهایت, رستگاری است. داستانی که در تکین پلاس به آن میپردازیم و درسی که برای کل صنعت به همراه داشت. فصل اول: انتظارات بیپایان و هایپ ویرانگر موفقیت چشمگیر The Witcher 3: Wild Hunt در
سال 2015, استودیوی CD Projekt Red را به یکی از محبوبترین و مورد احترامترین توسعهدهندگان در جهان تبدیل کرد. بنابراین, زمانی که آنها تمام تمرکز خود را بر روی پروژه بعدیشان, Cyberpunk 2077, گذاشتند,
انتظارات به طور غیرقابل کنترلی بالا رفت. تریلرهای سینمایی خیرهکننده, نمایشهای گیمپلی بلندپروازانه و حضور ستارهای مانند کیانو ریوز, یک 'طوفان هایپ' کامل را به وجود آورد. CDPR وعده یک شهر زنده و پویا
(Night City), داستانی با انتخابهای تاثیرگذار و آزادی عمل بینظیر را میداد. هر تاخیر در تاریخ عرضه بازی, به جای کاهش انتظارات, آن را بیشتر میکرد و طرفداران باور داشتند که این تاخیرها برای پولیش نهایی
و ارائه یک شاهکار بینقص است. این سطح از هایپ, یک شمشیر دولبه بود: پتانسیل یک موفقیت تاریخی را داشت, اما در عین حال, فضا را برای یک ناامیدی ویرانگر نیز آماده میکرد. فصل دوم: روز عرضه: سقوط یک رویا (دسامبر
ادامه مطلب در سایت