مجید قربانی نژاد

نقد و بررسی جامع فصل دوم سریال The Last of Us؛ ضیافت خون و نفرت در سیاتل + پیش‌بینی فصل سوم (تحلیل اختصاصی تکین پلاس)

فصل دوم سریال The Last of Us بالاخره به پایان رسید و همانطور که نیل دراکمن وعده داده بود، هیچکس را بی‌تفاوت رها نکرد. این فصل که اقتباسی از نیمه اول بازی Part II بود، مخاطبان را از اوج آرامش در جکسون به قعر جهنم بارانی سیاتل کشاند. در این نقد و بررسی تحلیلی، تکین پلاس به کالبدشکافی دقیق اپیزودها می‌پردازد: از اجرای خیره‌کننده و جنجالی «کیتلین دیور» در نقش اَبی تا کارگردانی استادانه سکانس‌های ترسناک و آن پایان‌بندی نفس‌گیر در تئاتر. آیا HBO توانست بزرگترین ریسک تاریخ تلویزیون را به موفقیت تبدیل کند؟

1. مقدمه: وقتی عشق جای خود را به نفرت می‌دهد 1.1. تفاوت لحن فصل اول و دوم فصل اول The Last of Us درباره «پیدا کردن چیزی برای جنگیدن» بود. اما فصل دوم درباره «از دست دادن همه چیز در راه جنگیدن» است. کریگ

مازن (Craig Mazin) و نیل دراکمن (Neil Druckmann) در این فصل, مخاطب را به یک سفر روانی تاریک بردند. اگر در فصل اول با دیدن زرافه‌ها لبخند می‌زدید, در این فصل با دیدن هر سایه‌ای در جنگل‌های سیاتل, نفستان

حبس می‌شود. رنگ‌بندی سریال از زرد و نارنجی گرم, به آبی سرد, خاکستری و قرمز (خون) تغییر کرده است. 1.2. آمار و ارقام: موفقیت در عین جنجال طبق گزارش وارنر مدیا, اپیزود اول فصل دوم با 12 میلیون بیننده, رکورد

تاریخ HBO را (بعد از گیم آف ترونز) جابجا کرد. اما نمرات کاربران در سایت‌هایی مثل IMDb نوسان عجیبی داشت. این نشان می‌دهد که داستان بازی Part II حتی در مدیوم تلویزیون هم تفرقه‌انگیز است. اما یک چیز قطعی

است: هیچکس نمی‌تواند کیفیت ساخت این سریال را انکار کند. 2. کالبدشکافی اپیزود اول: شوک, انکار و خشم 2.1. خداحافظی با پدرو پاسکال همه می‌دانستیم این لحظه می‌رسد, اما دیدن آن روی صفحه تلویزیون دردناک‌تر از

فشردن دکمه‌های کنترلر بود. پدرو پاسکال در نقش جوئل میلر , با اینکه حضور کوتاهی در زمان حال داشت, اما سایه‌اش روی تمام فصل سنگینی می‌کرد. سریال هوشمندانه عمل کرد؛ به جای اینکه مرگ او را سریع نشان دهد, زمان

زیادی را صرف نشان دادن رابطه ترمیم‌شده او با الی و آرامش شهر جکسون کرد. همین آرامش قبل از طوفان, ضربه نهایی (با چوب گلف) را مهلک‌تر کرد. 2.2. نقد کارگردانی صحنه "کلبه" کارگردانی این سکانس شاهکار بود. دوربین

به جای تمرکز بر خشونت عریان (Gore), روی چهره‌ی وحشت‌زده و التماس‌کننده الی (بلا رمزی) قفل شده بود. صدای ضربات, جیغ‌های خفه‌شده و سکوت ناگهانی, تاثیری گذاشت که تا آخرین اپیزود همراه بیننده باقی ماند. این

ادامه مطلب در سایت