در این گزارش اختصاصی، جیکوب کاکسون از پشت پرده رقابت خطرناک OpenAI و Anthropic پرده برمیدارد. آیا ما در حال حرکت به سمت یک خودبهبودبخشی بازگشتی غیرقابل کنترل و نابودی تمدن به دست ماشینها هستیم؟
در سپتامبر ۲۰۲۶، در حالی که تیترهای اصلی رسانههای فناوری سرگرم تحلیل مدلهای زبانی جدید، قابلیتهای چندوجهی تلفنهای هوشمند و بهروزرسانیهای نرمافزاری تجاری بودند، لرزهای نامرئی اما سهمگین ارکان دره
سیلیکون و راهروهای تصمیمگیری واشنگتن را در هم نوردید. جیکوب کاکسون (Jacob Coxon)، دانشمند ارشد هوش مصنوعی و یکی از معدود معماران داده که شانس کار در عمق زیرساختهای دو قطب متخاصم و مدعی جهان یعنی OpenAI
و Anthropic را در کارنامه داشت، نامهای سرگشاده منتشر کرد که به سرعت به مانیفست خروج از توهم پیشرفت بیخطر بدل شد. او از هر دو کمپانی استعفا داده بود، نه به دلیل دریافت پیشنهاد مالی جذابتر از صندوقهای
سرمایهگذاری خطرپذیر و نه به خاطر فرسودگی شغلی؛ بلکه به دلیلی بسیار تکاندهندهتر: او به این نتیجه رسیده بود که مهندسان پشت درهای بسته، دانسته و آگاهانه در حال قمار بر سر موجودیت گونه انسان هستند. کاکسون
در بخشی از نامه استعفای خود جملهای تکاندهنده نوشت که تالارهای گفتگوی پژوهشگران را در سکوتی سنگین فرو برد: «مدیران هر دو غول هوش مصنوعی قلباً باور دارند که این فناوری با احتمال بیش از ۱۰ درصد میتواند
تا پیش از پایان این دهه تمامی تمدن بشری را به کام نابودی بکشد، اما همانند قماربازانی که در چنگال وسواس کور گرفتار شدهاند، میز بازی را ترک نمیکنند؛ زیرا تصور میکنند اگر آنها دست از چرخاندن گردونه شانس
بردارند، رقیب شرقی آنها یعنی پکن برنده تمامی تراشهها و آینده این کره خاکی خواهد شد.» این افشاگری صرفاً یک بیانیه احساسی از سوی یک فعال ضد فناوری نبود؛ کاکسون سه سال تمام در حساسترین بخشهای OpenAI،
از جمله بخش همراستاسازی مدلها (Alignment) و پروتکلهای هدایت ایمن استنتاجی فعالیت کرده بود. او از نزدیک شاهد بود که چگونه تعهدات اخلاقی و اساسنامه اولیه غیرانتفاعی شرکت زیر چرخدندههای سرمایهگذاریهای
ادامه مطلب در سایت