هنگامی که یک تریلر باشکوه از نینتندو دایرکت پخش میشود، یک پرسش آزاردهنده همواره ذهن جامعه گیمرها را تسخیر میکند: «واقعاً چه کسی این بازی را ساخته است؟» در این پرونده، استراتژی انحصارطلبانه کیوتو و پشتپرده استودیوهای سایه را کالبدشکافی میکنیم.
هنگامی که در جریان یک رویداد باشکوه نینتندو دایرکت، تریلر معرفی یک بازی بزرگ به نمایش درمیآید، چرخه هیجان مخاطبان و کارشناسان بازیهای ویدیویی معمولاً الگویی آشنا را دنبال میکند. تریلر چندین بار با وضوح
بالا بازبینی میشود، صحنهها فریم به فریم مورد تحلیل قرار میگیرند، فرومهای گفتگوی بینالمللی برای یافتن جزییات پنهان داستانی زیر و رو میشوند و گمانهزنیها پیرامون خط زمانی بازیها به اوج میرسد. اما
در سالهای اخیر، تقریباً پس از هر رونمایی بزرگ، یک پرسش آزاردهنده، معماگونه و تکراری ذهن جامعه بازیبازان را تسخیر میکند: «واقعاً چه کسی این بازی را ساخته است؟» تازهترین جرقهای که این پارادوکس فرسایشی
را بار دیگر شعلهور ساخت، معرفی غافلگیرکننده بازی Metroid Ravenous بود؛ عنوانی که زبان بصری، انیمیشنهای روان ساموس آران، فضاسازی تاریک و اتمسفر تنشآلود دوبعدی آن، شباهت بیچونوچرایی به شاهکار سال ۲۰۲۱
یعنی Metroid Dread داشت. بازی Metroid Dread ثمره یک همکاری درخشان و تحسینشده میان غول کهنهکار کیوتو و استودیوی نامدار اسپانیایی مرکوریاستیم (MercurySteam) در مادرید بود. با این حال، در کمال شگفتی، در
جریان پخش تریلر، در تصاویر تبلیغاتی اولیه، در بیانیههای مطبوعاتی رسمی و حتی در صفحات اختصاصی وبسایت نینتندو بلافاصله پس از نمایش، حتی یک کلمه به نام استودیوی مرکوریاستیم اشاره نشد. گویی این اثر باشکوه
مستقیماً از آسمان کیوتو و از بطن راهروهای بسته نینتندو متولد شده است. جامعه هواداران نینتندو با ویژگیهای متعددی شناخته میشود، اما یک ویژگی همواره ثابت و تغییرناپذیر است: کنجکاوی وسواسگونه برای کشف حقیقت.
از ظریفترین گرههای خط زمانی سری زلدا گرفته تا شغل فعلی کاراکتر ماریو، هواداران همواره به دنبال پاسخهای دقیق هستند. اما در برابر این عطش فزاینده، نینتندو بیش از هر زمان دیگری در تاریخ ۱۲۵ ساله خود به
ادامه مطلب در سایت